متامورفیسم، ماگماتیسم و استراتیگرافی شمال غرب بلوک لوت

دسته پترولوژی
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری هشتمین گردهمائی علوم زمین
نویسنده محمدرضا - سهندی
تاريخ برگزاری ۲۰ بهمن ۱۳۶۸
ناحیه مورد مطالعه درغرب و شمال غرب کویر نمک و شمال غرب بلوک لوت قرار گرفته و سنگهای پرکامبرین همانند دیگر نقاط ایران مرکزی پی سنگ پر کامبرین این ناحیه را تشکیل می دهند. سنگهای دگرگونی میکا شیست، آمفیبول شیست و آمفیبولیت با پاراژنز کانی شناسی:
مسکویت، کلریت، بیوتیت، و گرونا شیست.
ترمولیت، اکتینولیت، بیوتیت، کلریت، اپیدوت و کلسیت شیست.
آمفیبول (ترمولیت- اکتینولیت)، کلریت، بیوتیت و مسکویت شیست.
آمفیبول، گارنت، بیوتیت و کلریت شیست.
رخساره های گوناگون سنگهای دگرگونی پی سنگ این ناحیه را تشکیل می دهند که با توجه به پاراژنز کانی شناسی آنها درجه دگرگونی رخساره آمفیبولیت و زیر رخساره بالای رخساره شیست سبز را به این مجموعه از سنگهای دگرگونی پی سنگ پرکامبرین این ناحیه می توان نسبت داد. این سنگها شدیداٌ چین خورده و شیره های سیلیس که از ماگمای آذرین اسید دگرگون شده در داخل این سنگها تزریق شده، دراثر آخرین فاز متامورفیسم که شیستوزیته موجود در میکا شیست ها مربوط به این آخرین فاز متامورفیسم می باشد، با ساخت بودیناژ در سطوح شیستوزیته آنها قرار گرفته است. در داخل میکا شیست های پرکامبرین توده های بزرگ و کوچک از سنگهای گرانیت دگرگون شده وجود دارد که نایسیته این گرانیت های دگرگون کاملاٌ منطبق با شیستوزیته میکا شیت ها می باشد. در حاشیه این توده های گرانیت دگرگون شده که از فلدسپاتهای آلکالن، کوارتز، کلریت و بیوتیت تشکیل شده، در سنگهای میزبان یعنی میکا شیست ها، رخساره سنگهای دگرگونی از نوع مجاورتی دیده نمی شود. ولی وجود گسترش کانیهای ترمیک مانند گرونا، استروتید آندالوزیت و سیلیمانیت نشانگر شار حرارتی توده های آذرین فوق بر روی سنگ های میزبان می باشد. و متامورفیسم ناحیه ایکه پس از تزریق توده آذرین اتفاق افتاده و شیستوزیته فعلی در میکا شیست ها و نایسته توده های گرانیت دگرگون شده حاصل آن می باشد سبب شده که این کانیهای ترمیک بصورت کانیهای Pre- metamorphism در شیستوزیته جدید ردیف شده و منطبق با سطوح شیستوزیته جدید قرار بگیرند.
در قسمت بالای ردیف دگرگونی پره کامبرین در این ناحیه واحدهایی از سنگهای کربناته کریستالین بطور متناوب با میکا شیست قرار می گیرند که این سنگهای کربناته در بعضی از افق ها به دلیل داشتن ناخالصی به پارا آمفیبول شیست تبدیل شده اند.
و پاراژنز کانیهای دگرگونی نشان می دهد که در رخساره آمفیبولیت دگرگون شده اند. علاوه بر واحد های کربناته دگرگون شده واحد نسبتاٌ ضخیمی از ریولیت دگرگون شده با پورفیروبلاست هایی از فلدسپات و کوارتز با ضخامتی متغیر از 20 تا 15 متر در بالاترین حد ردیف پره کامبرین دگرگون شده در این ناحیه قرار دارد.
تناوب واحدهای کربناته دگرگون شده با میکا شیست و واحد ریولیت دگرگون شده این ناحیه را که دقیقاٌ قابل مقایسه با ردیف مشابه و دگرگون شده در شمال ازنا از زون سندج- سیرجان و ناحیه موته دلیجان می باشد، می توان با سری ریزو در ایران مرکزی هم ارز دانست. ردیف سنگهای دگرگونی پی سنگ پره کامبرین در این ناحیه بوسیله نهشته های تیپ پلتفرم به سن Uppermost precambrian- Triassic پوشیده می شود که ضخامت کل نهشته های پلتفرم در این ناحیه به استثنای سازند سلطانیه سازند شتری در حدود 4640 متر می باشد. در طول زمان رسوبگذاری نهشته های پلتفرم حادثه زمین ساختی مهمی که بازتاب آن ناپیوستگی زاویه دار داخل ردیف رسوبی پلتفرم باشد، صورت نگرفته است ولی وجود تغییرات در رخساره سنگی نهشته های کامبرین و وجود افق های لاتریتی در نهشته های پالئوزوئیک بالا و تریاس زیرین بازگو کننده حرکات شاقولی یا حرکات خشکی زائی در این طول زمان زمین شناسی می کند. پلاتفرم فرم مذکور در اثر حرکات زمین ساخت قبل ژوراسیک در اثر عملکرد گسل هایی با روند شمال شرق- جنوب غرب شکسته و هورست یا فرا زمین ازبک کوه در وسط و دو بخش پایین افتاده یا فرو زمین در دو سوی فرا زمین ازبک کوه تشکیل شده است. بخش فرو زمین یا گرابن واقع در جنوب شرق فرازمین ازبک کوه در طول ژوراسیک بوسیله نهشته های سازند های شمشک، بادامو، قلعه دختر، اسفندیار و گره دو انباشته شده است. عدم گسترش نهشته های ژوراسیک بر روی نهشته های پلتفرم فرا زمین ازبک کوه و یا وجودکنگلومرای پیشرونده قاعده سازند شمشک بطور موضعی بر روی نهشته های این بخش بالا آمده نشانگر تداوم و ایستادگی این فرازمین ازبک کوه در طول زمان ژوراسیک می باشد.
نا گفته نماند که این بخش بالا آمده یا فرازمین ازبک کوه خود در اثر عملکرد یک سری گسل موازی با هم با روند شمال شرق- جنوب غرب و در اثر همان حرکات زمین ساخت قبل ژوراسیک خود به Subzones تقسیم می شده که این Subzones نسبت به همدیگر خود حالت هورست و گرابن را تشکیل می داده اند، بطوریکه در یکی از این Subzones که در شرق و جنوب آبادی نیور قرار دارد، نهشته های ذغال دار سازند شمشک گسترش یافته است در صورتیکه Subzones مجاور را نهشته های پالئوزوئیک تشکیل می دهند. بخش بالا آمده پلتفرم در زمان رسوب گذاری نهشته های کرتاسه کماکان حالت فرازمین بودن خود را حفظ نموده و حوضه رسوبی کرتاسه فقط در داخل بعضی از Subzones توانسته پیشروی نماید. این وضعیت در زمان دوران سوم نیز در این فرازمین حاکم بوده و هورست ازبک کوه توانسته است استواری و سرفرازی خود را در طول پالئوژن و نئوژن حفظ نماید. وجود نهشته های دگرگون شده پالئوزوئیک مربوط به سازند سلطانیه، لالون، درنجال و سیلورین در رشته زیر کوه واقع در شمال غرب کویر نمک و جنوب آبادی درونه و نهشته های پرمین و فوزولین دار دگرگون و کریستالین در کوه سفید و نهشته های ژوراسیک دگرگون شده در محل اخیر و نهشته های سلطانیه و در نجال دگرگون شده در غرب آبادی ازبک کوه از یک طرف و وجود نهشته های دگرگون شده ژوراسیک در بخش فروزمین و پایین افتاده جنوب شرق فرازمین ازبک کوه و یا وجود نهشته های پالئوزوئیک دگرگون شده در طول و داخل بعضی از Subzones موجود در فرازمین ازبک کوه حکایت از بالا بودن گرادیان ترمیک، در این ناحیه می کند. که گسترش و فعالیت توده های آذرین می تواند خود دلیل این ادعا باشد. این دگرگونی که دومین فاز دگرگونی در این ناحیه را تشکیل می دهد و از نظر شدت در حد پایین رخساره شیست سبز می باشد.قبل از زمان رسوب گذاری نهشته های سازند گره دو و یا به عبارت دیگر قبل از ژوراسیک پایانی اتفاق افتاده است.
توده های آذرین گرانیت آلکالن که در اثر متامورفیسم ساخت گنایسی به خود گرفته در این ناحیه گسترش وسیعی دارد که نایسیته آنها با شیستوزیته سنگهای میکاشیست میزبان کاملاٌ منطبق می باشد. گرچه این توده های آذرین گرانیت- گنیسی بیشتر در داخل سنگهای دگرگونی پره کامبرین بیرون زده و روتنر و همکارانش آنرا به پره کامبرین نسبت داده اند (نقشه 1:250.000 فردوس 1977، سازمان زمین شناسی) ولی وجود آپوفیرهایی از این توده گرانیت گنیسی در داخل نهشته های ژوراسیک شمشک دگرگون شده و وجود آپوفیرهای گرانیت گنیسی و شیره های گرانیتی در داخل آهک های سازند بهرام و تاثیر حرارت توده آذرین بر روی این آهک ها و تبدیل آنها به مرمر، وجود لکه های بیوتیت و کلریت بصورت درهم در شیستوزیته های دگرگون شده پالئوزوئیک درشته زیر کوه و شیل های چپقلو در دره واویلا و یا تشکیل کانی اسکاپولیت در اثر پدیده دگر سانی و گازهای فاز پنوماتولیتی در توده های کوچک میکرو دیوریتی و دیوریتی دگرگون شده که در داخل نهشته های سلطانیه و پالئوزوئیک زیرین تزریق شده و در ارتباط با فعالیت آذرین گدازه های سیلورین می باشد، شاید دلیلی باشند، بر جوان بودن این ماگماتیسم که در اثر متامورفیسم به گنایس تبدیل شده است و چه بسا تغییرات کم روبیدیم Rb به استرنسیوم Sr که مشکلی در تعیین سن این توده های گرانیت گنیسی برای کرافورد در نمونه های جمع آوری شده از رشته کوه سرهنگی از این توده گرانیت گنیسی بوجود آورده خود تائیدی باشد بر جوان بودن این ماگماتیسم و گرنه باید قبول کنیم همان طوریکه دگرگونی در این ناحیه در چندین مرحله صورت گرفته، ماگماتیسم نیز در چند مرحله و در زمانهای مختلف صورت گرفته و توده های گنیسی که در ناحیه وجود دارند مربوط به یک فاز ماگماتیسم نباشند.

کلید واژه ها: سایر موارد