نقش پدیده نامیژاکی LIQUID IMMISCIBILITY در بوجود آوردن سنگهای آذرین قلیایی گنبد نمکی کاکان

دسته پترولوژی
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری هشتمین گردهمائی علوم زمین
نویسنده مسیب- سبزه ئی
تاريخ برگزاری ۲۰ بهمن ۱۳۶۸
مطالعات سنگ شناختی در سه گنبد نمکی کاکان و کوه گول و کمهر واقع در استانهای شیراز و کهکیلویه و بویر احمد وجود مجموعه سنگهای آذرین قلیایی خاصی را به اثبات رسانید که در زمین شناسی ایران تازگی دارد.
سنگهای آذرین این گنبدها بویژه گنبد نمکی کاکان بر دو نوعند:
1- گدازه ها 2- سنگهای دانه درشت نفوذی. تمامی این سنگها زمانی تشکیل شده اند که مجموعه های رسوبی سری هرمز، عمدتاٌ دولومیت های الگی بودار و ماسه سنگهای همراه هنوز سخت نشده بوده اند. گدازه ها عموماٌ دارای بافت پرفیری با زمینه Intergranular بوده و بلورهای درشت اولیه را اولیوین و پیروکسن هائی تشکیل داده اند که به مجموعه:
Talc+ Epidote+ Biotite+ Actinolite+ chlorite+ Leucoxene+ Opaque mineral تبدیل شده اند زمینه این سنگها از رشد در هم پلاژیوکلاز و پیروکسن و در موارد زیادی از پلاژیوکلاز و Barkevekite بوجود آمده است. این سنگها از نظر شیمیایی بسیار غنی از MgO+ CaO بوده و نسبت SiO2 چنان است که آنها را جزء خانواده سنگهای آلکالن می توان به حساب آورد. همه آنها دارای Ne نرماتیو می باشند. این سنگها را از نظر بافت و ساخت و ترکیب کانی شناختی و شیمیایی میتوان وابسته به خانواده لامپروفیرهای آلکالن که معادل نیمه عمیق آنها Monchiquite یا Camptonite است به حساب آورد. این سنگها عموماٌ بسیار غنی از Na2O می باشند. سنگهای آذرین دانه درشت گنبدهای مذکور را گابروهای قلیایی مونزونیت های قلیایی و آلبتیت های قلیایی و لامپروفیرهای قلیایی از نوع Camptonite با ساخت Ocellar تشکیل داده اند. مونزونیت های قلیایی و آلبتیت (Albitite) های قلیایی بصورت عدسی ها رگه ها قطرات در درون گابروهای قلیایی و به علت عملکرد پدیده نامیژاکی Liquid Immiscibility بوجود آمده اند. لامپروفیرهای قلیایی با بافت Ocellar و نیز مجموعه گابروها و مونزونیت ها و آلبتیت ها از نظر ساخت و بافت و ترکیب کانی شناختی و شیمیایی بسیار شبیه به مجموعه های قلیایی ناحیه Monteregian کانادا می باشند که از تحولات یک نوع ماگمای Camptonitic بوجود آمده اند. در لامپروفیرهای قلیایی با بافت Ocellar بلورهای درشت اولیه از اولیوین و اوژیت بوده و زمینه از پلاژیوکلاز (آلبتیت تا الیگوکلاز) و نوعی آمفیبول قهوه ای به نام Barkevekite تشکیل شده است. لکه ها عموماٌ از آلبتیت و کمی آمفیبول تشکیل شده و جنس بعضی از لکه ها Sodalite Albitite می باشد. حد لکه با زمینه بسیار مشخص بوده و بافت و ساخت و شکل لکه ها نشان می دهد که این لکه ها در اثر تبلور نوعی مایع مذاب که از درون ماگمای مادر Camptonitic magma جدا شده بوجود آمده است.
وابستگی بافتی ساختی و کانی شناختی گابروهای قلیایی، مونزونیت های قلیایی و آلبتیت های قلیایی و آلبتیت های سودالیت دار و نیز وجود گدازه های قلیایی هم جنس نشان می دهد که کلیه سنگهای آذرین قلیایی گنبد نمکی کاکان از یک نوع ماگمای بازالتی قلیایی یا به تعبیر Philpott ماگمای Sodic camptonitic بوجود آمده است و پدیده ای که در تفریق ماگما نقش اساسی را ایفا نموده نامیژاکی Liquid Immisciblity می باشد.
وجود سودالیت در قطرات جدا شده از ماگمای اولیه که دلالت بر تجمع یون Cl منفی در مایعات بوجود آمده از مایع مذاب اولیه در مراحل نهایی تفریق ماگما دارد و نیز بالا بودن سدیم تمام این سنگها بار دیگر تاکیدی است بر این مطلب که احتمالاٌ محلولهای گرم جدا شده از ماگما در مراحل نهایی فعالیت های ماگمایی می توانند سرشار از ClNa باشند و شاید از این رهگذر برای تجمع ناگهانی نمک در حوضه رسوبی- آذرین هرمز در کامبرین زیرین بتوان توجیهی علمی پیدا کرد. شواهد ذکر شده نشان می دهد که در مایعات جدا شده از مایع اولیه دو یون Cl منفی و Na مثبت به مقدار فراوان وجود دارند. بنابراین تفریق کامل این نوع ماگما ها قادر است که شورابهای گرم سرشار از ClNa تولید نماید. کشف سنگهای آلکالن در گنبدهای نمکی کاکان و کمهر و کوه گول بار دیگر نشان می دهد که در انتهای پرکامبرین پوسته قاره ای پی سنگ زون زاگرس جولانگاه پدیده های کافتن (Rifting) بوده و شکستگی های عمیقی که از این رهگذر بوجود آمده موجب هدایت ماگماهای قلیایی ای گشته اند که خود خاستگاهی بسیار عمیق دارند.

کلید واژه ها: سایر موارد