بررسی شیمی آمفیبول های آزبستی گنبدهای نمکی زاگرس بلند

دسته پترولوژی
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری بیست و پنجمین گردهمائی علوم زمین
نویسنده صدیقه تقی پور
تاريخ برگزاری ۰۱ اسفند ۱۳۸۵

مقدمه:
 
پیدایش کانى هایى نظیر آلبیت، اژیرین، هدنبرژیت، آمفیبول هاى آبى رنگ (riebeckite)، اپیدوت، کلریت و کوارتز شاهدى بر تاثیر یک فاز هیدروترمال پس از انسجام سنگ هاى آذرین سازند هرمز بوده است. آثار متاسوماتیسم در سنگ هاى پرکامبرین ایران و عربستان به صورت رگه هاى آپاتیت، آلبیت، آهن، فلوگوپیت و ریبکیت و نیز تشکیل کانسارهاى اورانیوم، قلع و عناصر نادر خاکى مشاهده مى شود(درویش زاده، ۱۳۶۹ و نبوى، ۱۳۶۹). متاسوماتیسم و ایجاد کانى هاى غنى از عناصر آلکالى نظیر آلبیت، اوژیت-اژیرین و ریبکیت در سنگ هاى آذرین گنبدهاى نمکى زاگرس بلند مورد مطالعه برخی محققین قرار گرفته است (سبزه ئى، ۱۳۶۸ دلال اصفهانى، ۱۳۷۲ و حجتی۱۳۷۶ ). سبزه ئى ضمن نامگذارى و اثبات وجود منیزیوریکبت در گنبدهاى جنوب معتقد است، منشا منیزیوریبکیت واژیرین در اثر دگرگونى هیدروترمال حاصل از فاز ماگماتیسم غنى از NaCl می باشد(سبزه ئى ، ۱۳۶۸).آزبست ریبکیت به صورت گسترده در شکاف ها و شکستگى هاى بازالت ها بویژه دیابازها و همچنین به مقدار کمتر در توفیتها و نیز در ماسه سنگ ها ودولومیت ها(سبزه ئى، ۱۳۶۸) و گابروها تشکیل گردیده است(حجتى، ۱۳۷۷). این مقاله به مطالعه شیمى آمفیبول هاى آبى رنگ گنبدهاى نمکى در منطقه زاگرس بلند پرداته است.
◊◊◊◊
 
مطالعات زمین شنا سى و بررسى هاى صحرایى:
دوران پرکامبرین در زاگرس بلند، شمال کرمان و شمال طبس به طور جانبى به تشکیلات نمک دیاپیرى ختم مى شود، که تصور مى شود با تشکیلات سرى هرمز در جنوب ایران و سرى هاى نمکدار پنجاب پاکستان(Salt Range) و نمک جنوب عمان هم ارز مى باشد(Husseini, ۱۹۸۸ , Zharkov, ۱۹۸۴ ) آنچه به نام سازند هرمز نامیده مى شود، رسوباتى به ضخامت ۱۵۰۰ متر شامل شیل هاى قرمز-قهوه اى، دولومیت، مقدارى گچ و نمک و ندرتا سنگ هاى آذرین است که به ابعاد مختلف بر روى نمک و نیز درون آن وقوع می یابد(Stockline, ۱۹۷۲). سنگ هاى آذرین مزبور متنوع بوده و شامل بازالت، دولریت، ریولیت، کراتوفیر، تراکیت، ایگنمبریت، توف هاى اسید و ندرتا اسپیلیت مى باشد(Harrisson, ۱۹۳۰, Obrein, ۱۹۵۷).
سازند هرمز در منطقه مورد مطالعه با رخنمون ۱۶ گنبد نمکى برونزد دارد، تمامى این دیاپیرها در تماس مستقیم با گسل هاى مهم منطقه مى باشند.
عمده ترین سنگ هاى آذرین سازند هرمز در دیاپیرهاى کاج-رستم آباد، دشتک و گنجان را گدازه ها تشکیل مى دهند که با توده هاى نفوذى کوچک و نیمه عمیق نظیر دایک ها و سیل ها همراه مى باشند. همچنین سنگ هاى پیروکلاستیک که در واحدهاى هرمز ۲ و ۴ در تناوب با دیگر سازه هاى آن واحد ها مى باشند. بررسى دیاپیرهاى مورد مطالعه نشان می دهد که فعالیت ولکانیسم در یک محیط در حال رسوبگذارى رخ داده است.
در واقع سازند هرمز را باید یک سازند رسوبى-آتشفشانى دانست که حرکت دیاپیرگونه مجموعه فوق پس از زمان تشکیل موجب بهم ریختگى کمابیش شدید توالى هاى آذرین –رسوبى شده است. وقوع آلومینوسیلیکات هاى غنى از سدیم نظیر آلبیت، منیزیوریبکیت، آژیرین به همراه کوارتز، اپیدوت و الیژیست در میان درز و شکاف هاى دیابازها و تمامى سنگ هاى سازند هرمز نشان دهنده تاثیر فازهاى تاخیرى مى باشد.
بحث و برداشت:
مطالعات پتروگرافى سنگ هاى آذرین سازند هرمز در منطقه زاگرس مرتفع نشان مى دهد، این سنگ ها داراى بافت هاى میکروگرانولار، اینترگرانولار، پورفیرى، هیالوپورفیرى، جریانى و بادامکى هستند. درشت بلورهاى پلاژیوکلاز، آمفیبول، کلینوپیروکسن و میکرولیت هاى سازنده زمینه اصلى این سنگ ها هستند. بیوتیت به صورت اولیه و ثانویه مشاهده مى شود( تشکیل بیوتیت هاى ثانویه شاهدى بر هجوم محلول هاى سرشار از پتاسیم تاخیرى است). کانى هاى کلسیت، کلریت، کوارتز و اپاک سازنده اصلى حفرات مى باشند. آمفیبول به صورت اولیه و ثانویه در نمونه های مورد مطالعه مشاهده مى گردد. تشکیل رگچه هایى از آمفیبول ، آلبیت، کلیست . کوارتز مبین تاثیر محلول هاى غنى از عناصر آلکالى مى باشد.
با توجه به مشاهدات پتروگرافى بلورهاى ثانوى آمفیبول ویژگى آزبست ریبکبیت را نشان مى دهند. کانى هاى پلاژیوکلاز، کلینوپیروکسن و آپاتیت در اثر سرد شدن ماگما تفریق حاصل نموده اند. آمفیبول، بیوتیت، کوارتز، کلریت، آلبیت، کلسیت و اسفن در نتیجه تاثیر فاز تاخیرى ایجاد گردیده اند. سایر کانى ها نظیر کلریت، آپاتیت، آلبیت، کلسیت اپیدوت، آمفیبول و گارنت به صورت رگچه اى در بین درز و شکاف سنگ ها تشکیل گردیده اند. براى اطلاع از شیمى سنگ هاى آذرین از داده هاى XRF (حجتى، ۱۳۷۷) و نمودارهاى شیمیایى (کاکس و سایرین، ۱۹۷۹) استفاده شده است(شکل ۱). با توجه به این نمودار سنگ هاى آذرین سازند هرمز در منطقه مورد مطالعه داراى طیف پیوسته از بازالت تا تراکیت مى باشند.
 
 
از آنجا که براى نامگذارى آمفیبول ها بهترین روش، استفاده از شیمى کانى (mineral chemistry) است. لذا از داده هاى شیمیایى مایکروپروپ (Cameca SX ۱۰۰) که در دانشگاه اکلاهما سیتی امریکا استفاده شده است(۴۶ نقطه از این آمفیبول ها مورد آنالیز قرار گرفت). مقادیر کم Na۲O در نمونه های مورد آنالیز را نشان می دهد، که آمفیبول هاى سدیم دار نیستد (جدول ۱). محاسبه فرمول ساختمانى نیز ثابت نمود، که با ریبکیت و منیزیوریبکیت فاصله خیلى زیادى دارند.
Label
SiO۲
TiO۲
Al۲O۳
FeO*
MnO
MgO
CaO
Na۲O
K۲O
F
Cl
O=F
O=Cl
Total
KS۱۱-FibVein-۱
۵۴.۳۷
۰.۰۲
۱.۰۸
۱۳.۰۵
۰.۲۶
۱۵.۷۶
۱۲.۰۴
۰.۴۱
۰.۰۶
۰.۰۰
۰.۰۰
۰.۰۰
۰.۰۰
۹۷.۰۶
KS۱۱-FibVein-۲
۵۵.۸۱
۰.۰۴
۰.۷۴
۱۱.۰۶
۰.۱۸
۱۷.۶۹
۱۲.۳۴
۰.۳۲
۰.۰۵
۰.۰۰
۰.۰۲
۰.۰۰
۰.۰۰
۹۸.۲۳
KS۱۱-FibVein-۳
۵۵.۲۴
۰.۰۰
۱.۰۵
۱۳.۲۳
۰.۲۸
۱۵.۶۷
۱۲.۰۳
۰.۴۷
۰.۰۷
۰.۰۰
۰.۰۲
۰.۰۰
۰.۰۰
۹۸.۰۶
KS۱۱-FibVein-۴
۵۵.۵۱
۰.۰۰
۰.۹۹
۱۱.۹۸
۰.۲۳
۱۶.۴۴
۱۲.۰۴
۰.۴۸
۰.۰۵
۰.۰۰
۰.۰۰
۰.۰۰
۰.۰۰
۹۷.۷۳
KS۱۱-FibVein-۵
۵۴.۸۷
۰.۰۶
۱.۲۱
۱۲.۸۵
۰.۲۱
۱۶.۱۱
۱۲.۰۱
۰.۵۲
۰.۰۶
۰.۰۰
۰.۰۰
۰.۰۰
۰.۰۰
۹۷.۸۹
KS۱۱-FibVein-۶
۵۵.۶۵
۰.۰۱
۰.۹۴
۱۱.۸۲
۰.۲۲
۱۶.۹۵
۱۲.۱۰
۰.۴۲
۰.۰۵
۰.۰۰
۰.۰۱
۰.۰۰
۰.۰۰
۹۸.۱۷
KS۱۱-FibVein-۷
۵۴.۴۴
۰.۰۱
۱.۰۰
۱۲.۹۰
۰.۲۶
۱۵.۶۳
۱۲.۰۵
۰.۴۴
۰.۰۵
۰.۰۰

صدیقه تقی پور ، محمود خلیلی، موسی نقره ئیان، قدرت ترابی، محمد علی مکی زاده                                                       
گروه زمین شناسی دانشگاه اصفهان
 
چکیده:
گنبدهای نمکی مورد مطالعه جزئی از ارتفاعات زاگرس مرتفع محسوب می شود. در این منطقه آمفیبول های آزبستی آبی رنگ در نمونه های دستی مشاهده می گردد. بر اساس آنالیز های مایکروپروپ ترکیب آمفیبول های آبی رنگ سازند هرمز در منطقه زاگرس بلند اکتینولیت می باشند. کانی مذکور در محدوده دمائی (c˚320-c˚520) و در فشار کل 2 کیلو بار پایدار است.
 
Abstract:
The studied salt domes are part of High Zagros range. In this area we have saw the blue azbest amphibole. On the base of EMPA the blue amphiboles are actinolite in composition. This mineral is stable in the wide spread thermal (320˚c -520 ˚c) and 2kbar in pressure.

کلید واژه ها: سایر موارد