ایجاد بافت پپریتی در گدازه‌های کرتاسه زیرین ناحیه چالوس – مرزن‌آباد (البرز مرکزی) نشانه‌ای از مخلوط شدن گدازه‌های گرم با رسوبات مرطوب و سرد و تکه‌تکه شدن (Fragmentation) گدازه‌ها

دسته سنگ شناسی آذرین و دگرگون
گروه سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
مکان برگزاری بیست و یکمین گردهمائی علوم زمین
نویسنده مهراج آقازاده ، محمد هاشم امامی مسیب سبزه‌ای، عبدا… سعیدی
تاريخ برگزاری ۱۹ مهر ۱۳۸۴

Abstract:
In Chalus - Marzanabad area there is an igneous-sediment unit, that it is underlay of lower Ceretaceous lavas and overlay of sandy and oolitic limestone, dolomite associated with clay-limy shale, silty shale thin strata and Neocomian marls.
In this bed the basic igneous fragments (olivine basalt and trachy basalt), has situated in a matrix of limy sediments to silty marl.
The basic fragments within sediment part isn’t show the structure and texture of  tranportation, but they are usually show the oriented texture.
We can see grading increase of number of basic igneous fragment from Neocomian limestone to lower Ceretaceous lavas.
There is usually metamorphism and recrystalization in sediment parts and opasitization in the margin of basic fragments in the contact of those fragment and sediments that it can imply to hot replacment of  basic fragments.
In many thin section we can observed magma flow in the sediments and inclousing sediment parts by magma.
This igneous-sediment unit has created by hot lava flow into cold sediment and mixing them and fragmentation of basic lavas in resalting of contact with wet and cold sediment
 

چکیده:
در منطقه چالوس – مرزن‌آباد در زیر گدازه‌های کرتاسه زیرین و بر روی آهکهای ماسه دار و االیتی، دولومیتهای همراه با طبقات نازک شیل آهکی – رسی، شیلهای سیلتی و مارنهای نئوکومین یک واحد رسوبی – آذرین مشاهده میشود. ضخامت این  افق رسوبی - آذرین تا سه متر نیز میرسد. در این افق قطعات آذرین بازیک (بازالت اولیوین‌دار و تراکی‌بازالت) در یک زمینه از رسوبات آهکی تا مارنی سیلتی قرار گرفته‌اند. قطعات آذرین داخل بخش رسوبی ساخت و بافتهای ناشی از حمل و نقل را نشان نمیدهند. این قطعات اغلب یک بافت جریانی را از خود نشان میدهند و یک افزایش تدریجی قطعات آذرین بازیک از سمت آهکهای نئوکومین به سمت بالا (گدازه‌های کرتاسه زیرین) مشاهده میشود. در محل تلاقی قطعات با رسوبات معمولا یک تبلور مجدد در بخش رسوبی و نیز اپاسیتی شدن در حاشیه قطعه بازیک مشاهده میشود که میتواند بر جانشینی گرم قطعات بازیک دلالت کند. در بعضی مقاطع آثار جریان ماگما به داخل رسوبات و نیز در برگرفته شدن بخشهای رسوبی توسط ماگما مشاهده میشود. این واحد رسوبی – آذرین در اثر جریان گدازه گرم به داخل رسوبات سرد و آمیخته شدن آنها و تکه‌تکه شدن گدازه بازیک در اثر برخورد با رسوبات سرد و مرطوب ایجاد شده است.
مقدمه:
اول بار اصطلاح پپرینو به وسیله اسکارپ[1][1] (1827) برای توصیف سنگهای کلاستیک از مرکز فرانسه به کار برده شد که شامل مخلوطی از قطعات آهکی و بازالتی دارای زمینه شبیه به فلفل بودند. این ناحیه الان مقطع تیپ برای پپریت محسوب میشود. (Mcphie et. al. 2001)
بروکس و همکاران[2][2] (1982) اصطلاح پپریت را یک اصطلاح ژنتیکی تعریف نمودند. وایت و همکاران (2000) این اصطلاح را به این صورت تعریف کردند.
پپریت: یک اصطلاح ژنتیکی است که برای سنگهایی که ضرورتاً به صورت درجا و در اثر از هم‌پاشیدگی ماگمایی که به داخل رسوبات منفصل یا کمی سیمانی شده به ویژه مرطوب نفوذ کرده و با آن مخلوط شده‌اند اطلاق میشود. این واژه برای اختلاط گدازه‌ها و نهشته‌های پیروکلاستیک گرم با رسوبات در مرز بین این واحدها به کار برده میشود.
علاوه بر این پپریت در اثر ریزش مواد آذرآواری بر روی رسوبات منفصل و همچنین جریان گدازه و مواد آذرآواری گرم بر رسوبات نرم دریایی و خشکی تشکیل میشود.
پپریتها در بیشتر محیطهای آتشفشانی و همراه نفوذی‌های نیمه‌عمیق در محیط خشکی و دریایی تشکیل میشوند. در این جا باید ذکر گردد که وجود رسوبات مرطوب برای تشکیل پپریت شرط لازم نیست چون در محیطهای خشکی و بیابانی نیز پپریت میتواند تشکیل شود.(Dougal A. jerran, Harald stollhofen, 2000) 
مطالعه پپریت از جنبه‌های مختلف مهم میباشد. پپریت‌ها میتوانند نشانگر تداخل آب با رسوبات مرطوب در محیطهای زیر دریایی باشند. همچنین از پپریتها در بازسازی محیطهای قدیمی استفاده میشود. وجود پپریت‌ها در تشخیص گدازه‌ها از سیلها میتواند موثر واقع شوند. از لحاظ اقتصادی نیز پپریت‌ها میتوانند با آلتراسیون هیدروترمال و کانی‌زایی همراه باشند.
 
مطالعات صحرایی پپریت‌ها:
در بخش بالایی آهکها و مارنهای نئوکومین و در بخش زیرین گدازه‌های بازالتی، تراکی‌بازالتی‌، بازانیتی کرتاسه زیرین یک بخش رسوبی - آذرین مشاهده میشود ضخامت این واحد تا سه متر نیز میرسد که در بخشهای این ضخامت تا 1 متر کاهش می‌یابد. این بخش از قطعات گدازه بازیک در یک زمینه آهکی – شیلی تا سیلتی تشکیل شده است. قطعات بازیک اشکال مدور، دوکی،پخ شده، صفحه‌ای و گاهی آمیگدال بوده و حفرات توسط کلسیت پر شده‌اند. قطعات بازیک حالت روان شدگی از خود نشان میدهند. زمینه رسوبی قهوه‌ای تا سرخ رنگ که در حاشیه قطعات دچار تبلور دوباره شده‌اند.
وجود اشکال کروی، دوکی، با حواشی صاف از قطعات گدازه‌ای نشان میدهد که این قطعات میتوانند در اثر سرد شدن سریع، نیروی مکانیکی ناشی از جریان گدازه و عامل اختلاف چگالی بین رسوب و گدازه ایجاد شوند و عوامل دیگری مانند فوران گازهای ماگمایی، فورانهای ناشی از فشار گازهای محبوس در این دخالت نداشته چون اکثر قطعات گدازه‌ای زاویه دار نبوده و شکل کروی و دوکی یا اشکال نامنظم ولی با حواشی صاف دارند.
مطالعات میکروسکوپی پپریت‌ها:
در مطالعات میکروسکوپی دو بخش در مقاطع قابل تشخیص بودند: 1-بخش آذرین 2- بخش رسوبی
1- بخش آذرین:
این بخش دارای بافت هیالوپرفیری و میکرولیتی بوده که در آن کانی‌های اولیوین ایدنگسیتی شده، پلاژیوکلازهای میکرولیتی وکلینوپیروکسن در زمینه‌ای از شیشه اپاسیتی شده قرار گرفته‌اند. در مرز بین بخشهای رسوبی و قطعات آذرین اپاسیتی شدن شیشه با تغییر رنگ مشخص از قهوه‌ای به سمت تیره همراه میباشد. بلورهای اولیوین شکلدار کاملا دگرسان شده و پسدومورفی از این کانی‌ باقیمانده است و به کانیهای اپاک و فیلوسیلیکات تبدیل شده‌اند. بلورهای پیروکسن سالم سالم ترکیب اوژیت تاتیتانو‌اوژیت را دارند. میکرولیتهای پلاژیوکلاز که حالت جریانی نیز دارند ترکیب در حد آندزین تا لابرادوریت را دارند. در این بخش علاوه بر کانیهای فوق کلسیت نیز مشاهده میشود. بخش آذرین به شدت تحت تاثیر محلولهای سیلیس‌دار و کربنات‌دار قرار گرفته است. قطعات بازیک از لحاظ سنگ‌شناسی ترکیب بازالت آلکالن تا تراکی بازالت را دارند.
2-بخش رسوبی:
شامل قطعات کربنات آواری و کوارتز نیمه گرد شده تا گرد شده در یک زمینه از آهک و رس میباشد. در اطراف قطعات آذرین یا در بخشهایی که در داخل گدازه قرار گرفته‌اند تبلور دوباره‌ای از کلسیت قابل تشخیص است.
نشانه‌های جریان ماگما حین تشکیل پپریتهای منطقه عبارتند از:
حالت جریانی در قطعات گدازه داخل رسوبات
بافت میکرولیتی جریانی در گدازه‌ها
قطعات رسوبی دوکی تا کروی در برگرفته شده توسط گدازه و بخشهای رسوبی که گدازه در حال دربرگرفتن آنها میباشد.
شواهدی که نشان از گرم بودن قطعات حین جایگزینی را دارند عبارتند از:
اپاسیتی شدن گدازه در محل تماس با رسوب با یک تغییر رنگ مشخص
بخشهای تبلور مجدد یافته رسوبی در اطراف قطعات گدازه‌ای
قطعات رسوبی کاملا تبلور یافته در گرفته شده توسط بخش گدازه‌ای
تکه تکه شدن گدازه در محل تماس با رسوبات.
نتیجه‌گیری:
پپریتهای منطقه مورد مطالعه به علت جریان گدازه گرم به داخل رسوبات سرد و تکه‌تکه شدن آنها در اثر سرد شدن سریع، اختلاف چگالی بین ماگما و رسوب و نیروی مکانیکی ناشی از جریان ماگما میتوانند ایجاد شوند.
 
 

 
 

کلید واژه ها: مازندران