GEOLOGICAL SURVEY OF IRAN | WWW.GSI.IR
English
 
عامل بیماری:

عامل بیماری: غلظت بیش از اندازه سرب در بدن
 

 علامت بارز دلیریوم، آسیب در هوشیاری است که معمولا همراه با آسیبهای کلی کارکردهای شناختی می باشد و عموما به همراه بی ثباتی هیجانی، توهم یا هذیان، و رفتار نامتناسب، تکانشی، غیرمنطقی یا خشن می باشند. در کل دلیریوم به عنوان یک اختلال حاد بازگشت پذیر در نظر گرفته می شود. اما می تواند بازگشت پذیر هم باشد.علامت بارز دلیریوم، آسیب در هشیاری است که معمولاً همراه با آسیب‌های کلی کارکردهای شناختی می‌باشد و عموماً به همراه بی‌ثباتی هیجانی، توهم یا هذیان، و رفتار نامتناسب، تکانشی، غیرمنطقی یا خشن می‌باشند در کل دلیریوم به‌عنوان یک اختلال حاد بازگشت‌پذیر در نظر گرفته می‌شود. اما می‌تواند بازگشت‌پذیر هم باشد.

 

 
مکانیسم و علائم:
مکانیزم: ممکن است دلیریوم به‌عنوان مسیر مشترک برای هرگونه ضابطه مغزی تصور شود. علل اساسی شامل بیماری سیستمیک (به‌عنوان مثال نارسائی قلبی)، بیماری CNS (مانند، اختلالات حمله‌ای [تشنجی])؛ و مسمومیت با سرب یا ترک دارو یا مواد هر نوع داروئی که بیمار استفاده کرده است (شامل داروهای تجویزشده بدون نسخه و داروهای گیاهی) باید به‌عنوان علل بالقوه دلیریوم در نظر گرفته شود. تصور می‌شود که دلیریوم، سیستم رتیکولر و انتقال استیل‌کلوین را درگیر می‌سازد. مسیر تگمنتال پشتی که از سیستم رتیکولر تا تکنوم امتداد می‌یابد، و تالاموس به‌عنوان مسیر اصلی در دلیریوم شناخته شده‌اند. پرکاری نورآدرنرژیک لوکوس سرولئوس، مرتبط با دلیریوم ناشی از ترک الکل بوده است.
 علائم: دلیریوم بر طبق سبب‌شناسی تشخیص داده می‌شود؛ دلیریوم ناشی از بیماری طبی (جدول زیر) دلیریوم ناشی از مسمومیت با مواد (جدول معیارهای تشخیصی دلیریوم ناشی از مسمومیت با مواد) و دلیریوم ناشی از ترک مواد، و دلیریومی که به‌گونه‌ای دیگر مشخص نشده است (NOS). علامت‌های کلیدی شامل هشیاری تغییر یافته همراه با پیش‌انگیختگی، با پیش‌انگیختگی همراه با آژیتاسیون یا بی‌احساسی، اختلال موقعیت‌یابی، آسیب به حافظه، تکلم غیرمنطقی، اختلالات درکی، شامل توهمات شنوائی، بینائی و لمسی، بی‌ثباتی شدید هیجانی، و سیکل خواب، بیداری معکوس یا خواب منقطع، می‌باشد. علایم نورولوژیک مرتبط ممکن است شامل ناهماهنگی، دیسفازی، تومور، آستریکسین (asterixis)، آتاکسی، و آپراکسی باشد.
 

معیارهای تشخیصی دلیریوم ناشی از مسمومیت با مواد:

   الف ـ اختلال در هوشیاری (مانند کاهش وضوح آگاهی نسبت به محیط) همراه با    کاهش توانائی تمرکز، حفظ یا تغییر کانون توجه.

   ب ـ تغییر در شناخت (مانند نقص حافظه، اختلال موقعیت‌یابی، اختلال در زبان) با    پیدایش اختلال ادراکی که نتوان آن را با یک دمانس قبلی، تثبیت شده یا در حال تکامل،    به شکل بهتری توجیه کرد.

   ج ـ اختلال در مدت زمان کوتاهی ایجاد می‌شود (معمولاً چند ساعت تا چند روز) و به‌طور    معمول در طول روز نوسان دارد.

   د ـ در شرح حال، معاینه جسمی، یا یافته‌های آزمایشگاهی شواهدی دال بر یکی از    موارد (۱) یا (۲) وجود دارد:

      ۱. نشانه‌های ملاک الف و ب در طی مسمومیت با مواد ایجاد شده‌اند.

      ۲. مصرف دارو، از لحاظ سبب‌شناختی با این اختلال مرتبط می‌باشد.

 
تاریخچه:
 
راه ورود به بدن و کنترل بیماری:

درمان: علت اساسی را شناسائی و درمان کنید. نابه‌هنجار‌ی‌های متابولیک را اصلاح کنید. مایعات مورد نیاز، تعامل الکترولیتی، و تغذیه مناسب را تأمین نمائید. داروهای سبب‌ساز دلیریوم را شناسائی و در صورت امکان قطع کنید، محیط حسی را برای بیمار بهینه کنید: مثلاً تحریک را برای بیماران مبتلا به دلیریوم ترمنس کاهش دهید و افزایش متناسب محرک را برای بیماران دلیریومی که محرومیت حسی داشته‌اند، اجراء کنید.

 دوز بالینی در یک آنتی‌پسیکوتیک پرقدرت ممکن است برای آژیناسیون استفاده شود (به‌عنوان مثال، ۲ تا ۵ میلی‌گرم از هالوپریدول به‌صورت خوراکی یا درون‌عضله‌ای هر ۴ ساعت یک بار ). بنزودیازپین‌ها (مثلاً، ۱ تا ۲ میلی‌گرم لورازپام، هر ۴ ساعت یک بار بر طبق نیاز به‌کار برد؛ این دارو برای درمان آژیناسیون‌ به‌خصوص در مورد بیمارانی که مکن ست در معرض خطر جمله (صرعی) باشند، می‌تواند به‌کار رود (مثلاً بیماری که در دوره ترک الکل یا آرام‌بخش- خواب‌آورها می‌باشد).