در حالتى که واريوگرام ههاى رسم شده براى کميت معينى مانند عيار ،در محيط خاصى مانند کانسار در جهات مختلف داراى سقف يکسان ولى دامنه هاى تاثير متفاوتى باشند ،آن کميت در آن محيط ناهمسانگردى هندسى خواهد داشت.اين بدان معنى است که اگر چه کل تغيير پذيرى در جهات مختلف يکسان است ولى بزرگى محدوده اى که در آن داده ها از خود ساختار فضايى نشان مى دهند(در واقع به نحوى با يکديگر در ارتباطند )،در جهات مختلف متفاوت مى باشد. چ.ن بزرگى اين محدوده بوسيله دامنه تاثير معرفى مى شود ،لذا مى توان گفت که براى چنين حالتى دامنه تاثير در جهات مختلف متفوت است .براى شناخت دقيق اين نوع ناهمسانگردى در يک محيط خاص ،لازم است ابتدا واريوگرام ها ى متعددى در جهات مختلف رسم نمود و سپس با استفاده از دامنه تاثير آنها ،يک نمودار رز تشکيل داد.
بيضى برازش شده به دياگرام ناهمسانگردى (بيضى ناهمسانگردى ) دامنه تاثير رابه عنوان تابعى از جهت نشان خواهد داد.
هر شعاعى از اين بيضى شعاع تاثير درآن جهت را نشان مى دهد .بديهى است در يک محيط سه بعدى به جاى بيضى ناهمسانگردى،مى توان بيضوى ناهمسانگردى رادر فضامشخص نمود .بدين منظور هم از پارامترهاى جهتى و هم از پارامتر هاى بعدى استفاده مى شود تا جهت قرار گيرى در فضا و ميزان کشيدگى معلوم گردد.
با رسم واريوگرام در جهات مختلف و برازش رويه (رويه هاى واريوگرام) به آنها هم مى توان همسانگرد ى وناهمسانگردى را به تصوير کشيد . در صورتى که رويه واريوگرام متقارن باشد ،محيط همسانگرد و در صورتى که در يک جهت کشيدگى داشته باشد،محيط ناهمسانگرد (از نظر هندسى )تلقى مى شود .
شناخت ناهمسانگردى هندسى از دو جنبه اهميت دارد:
1- طراحى شبکه نمونه بردارى بهينه .
2- تعيين شعاع جستجو در جهات مختلف ،هنگام تخمين باروش کريجينگ.
در طراحى شبکه بهينه نمونه بردارى براى محيط همسانگرد مى توان از شبکه مربعى استفاده نمود .اما براى محيطى باناهمسانگردى هندسى بهتر است از شبکه مستطيلى استفاده شود .ابعاد شبکه مستطيلى بايد طورى طراحى شود که نسبت طول بزرگ به کوچک آن مساوى نسبت طول بزرگترين دامنه تاثير به کوچکترين دامنه تاثير باشد .اين امر وقتى صحت دارد که سقف واريوگرام در جهات مختلف يکسان باشددرغير اينصورت بايد اثر آن را هم در نظر گرفت.اين اثر دامنهتاثير عمل ميکند ،يعنى فاصله شبکه در جهتى که سقف واريوگرام بيشتر است ،بايد کمتر باشد.
براى تخمين به روش کريجينگ لازم است شعاع جستجو در دو يا سه جهت مختلف تعريف شود تا مشخص گردد که از نقاط باداده معلوم مى توان براى تخمين يک نقطه مجهول استفاده کرد و اين نقاط را در تخمين آن نقطه مشارکت داد .