GEOLOGICAL SURVEY OF IRAN | WWW.GSI.IR
 
English    
صفحه اصلي| تماس با ما| راهنما
    ورود اعضا
شناسه کاربری
کلمه عبور
محصولات - کتابها
 
  زمين شناسى اقتصادى
دیباچه ای بر زمین شناسی اقتصادی ایران
نويسنده : منصور قربانی
تاريخ نشر : تير 1381
عنوان فصل : فصل پنجم - فلززایی و کانی سازی ذخایر معدنی ایران
عنوان زير فصل : 5-25-1 زمین شناسی ذخایر نفت و گاز ایران

در ایران تاکنون دو حوضه زاگرس و کپه داغ به عنوان ذخایر اصلی نفت وگاز شناخته شده اند که حوضه زاگرس، مهم ترین ذخایر نفت و گاز شناخته شده اند که حوضه زاگرس، مهم ترین ذخایر نفت وگاز کشور و حوضه کپه داغ یک حوضه گازی است. افزون بر دو حوضه یاد شده، در مناطق دیگر ایران مرکزی، البرز و مکران، بررسی های اکتشافی برای نفت و گاز صورت گرفته است. و این مطالعات هم اکنون نیز ادامه دارد. در اینجا به این حوضه ها اشاره می شود:

 

حوضه گازدارکپه داغ

حوضه رسوبی کپه داغ، شمال خاور ایران و بخش گسترده ای از ترکمنستان و شمال افغانستان راشامل می شود. به خاطر ویژگیهای زمین شناسی این حوضه در هر سه کشور یاد شده، میدان های گازی سترگی وجود دارد که بیشتر آنها اکتشاف و شناسایی شده اند. بخش ایرانی این حوضه در مختصات "54 ’13°61 طول خاوری و ’15°38 عرض شمالی قرار دارد. ازنظر ویژگیهای زمین شناسی برای وجود میدان های گازی، باید گفت بخش های شمالی تر نسبت به بخش های جنوبی، به ویژه جنوب باختری، از موقعیت بهتری برخوردار است، چرا که بخش های جنوبی به ویژه باختر حوضه، در زمان ترشیاری فالیت های ماگمایی داشته است. از سوی دیگر نیز از نظر ساختاری دارای گسل های رانده فراوانی است که می تواند در فرار نفت و گاز در ترکمنستان و گاز در افعانستان که در شمال این حوضه قرار دارند، نسبت به ایران که در جنوب این حوضه واقع است، به این دلیل قابل توجه باشد.

میدان گازی سرخس که یکی از میدان های بزرگ دنیاست، در این حوضه واقع است.

 

حوضه نفت و گاز دار زاگرس

حوضه زاگرس در شمال سکوی عربستان و جنوب باختر ایران واقع است. این حوضه یکی از بزرگترین حوضه های نفت و گاز دنیا به شمار می رود، به گونه ای که 64 درصد ذخایر نفت و 22 درصد ذخایر گاز شناخته شده دنیا در این حوضه است. این حوضه، بخش هایی از ایران، عربستان، عراق، عمان و تمام کشورهای کویت، امارات، بحرین و قطر را در بر می گیرد. بخش ایرانی این حوه، وسعتی بیش از 300 هزار کیلومتر مربع دارد. البته تمام این قسمت ها، دارای شرایط مخازن نفت و گاز نیستند. شکل (5-13) تقسیم بندی حوضه زاگرس و میدان های نفتی و گازی آن را نشان می دهد.

پاره ای از ویژگی هایی که سبب شده این حوضه (دست کم بخش ایرانی آن، یعنی زاگرس) به عنوان یک حوضه بزرگ نفت و گاز دنیا مطرح شود، به قرار زیر است:

-          وجود توالی گسترده رسوبی تقریباً بدون انقطاع از پرمین تا پلیوسن (البته، به طور موضعی نبودهایی هم یافت می شود)با سنگ شناسی آهک، آهک رسی، آهک مارنی و تبخیری ها (شکل 4-20).

-          وجود سنگ منشأ، مخزن و پوش سنگ مناسب که شرایط لازم برای به وجود آمدن یک حوضه نفتی است.

-          نبود فعالیت های شدید زمین ساختی در طول پرمین تا پلیوسن. البته به این معنی نیست که در کل برهه زمانی، فعالیت زمین ساختی اعم از کوهزایی، چین خوردگی، گسلش وجود نداشته، بلکه این فعالیت در مقایسه با دیگر زون های زمین ساختی ایران، چندان محسوس نبوده است.

-          نبود فعالیت های ماگمایی و دگرگونی در برهه زمانی پرمین تا عصر حاضر  ،(چون این فعالیت ها باعث از بین رفتن مخازن تشکیل شده قبلی خواهد شد).

-          وجود ساختارهای مناسب (تاقدیس ها) برای تشکیل مخازن نفت و گاز حوضه زاگرس، به طور کلی از نظر ساختاری، چین خوردیگ های زاگرس از یک سری تاقدیس های بزرگ و ناودیس های کوچک پیوسته تشکیل شده اند. به همین خاطر، بیشتر میدان های نفتی کشف شده، نفتگیرهای ساختاری بزرگی هستند. البته وجود نفتگیرهای چینه ای با نفتگیرهای مرکب را نمی توان به طور کامل در زاگرس مردود دانست. مطیعی (1374) نیز احتمال وجود نفتگیرهای چینه ای را منتفی نمی داند، اما با این حال اعتقاد دارد که دگر شکلی های ساختاری شدید به همراه فرسایش عمیق دریای شمال خاوری(بلندی های زاگرس)، این امکان را تاحدی از بین برده است.

 

ذخایر نفت در زاگرس ایران

اگر بخش ایرانی حوضه زاگرس را که تمام شرایط را برای وجود مخازن نفت دارند، با بخش های دیگر این حوضه که تمام شرایط یادشه دارا هستند، با هم مقایسه کنیم، به نتایج زیر می رسیم:

1)      باتوجه به ویژگی های زمین شناسی گفته شده، بسیاری از نقاط زاگرس، شرایطی مناسب برای مخازن نفت دارند ولی در حال حاضر به عنوان میدان های نفت و گاز مطرح نمی باشند. نمونه وار می توان به موارد زیر اشاره کرد:

-          در محور برازجان تا گاوبندی، تعداد زیادی ساختار تاقدیسی وجود دارد که شواهد میدان های شناخته شده گازی را نشان می دهند. بنابراین، احتمال کشف ذخایر زیاد نفت وگاز، به ویژه گاز در این محور وجود دارد.

-          در منطقه مهران، صالح آباد، ایلام، سومار، قصر شیرین و خسروی نیز شواهد زمین شناسی کاملاً مشابه با مناطق نفت دار مثلاً مناطق نفت شهر دارند. در نتیجه، احتمال اکتشاف ذخایر بزرگ نفتی در این مناطق نیز زیاد است.

2)      اگر وسعت مناطقی که دارای شرایطی مناسب برای مخازن نفتی در بخش ایرانی زاگرس هستند را با وسعت مناطقی از زاگس که در بخش باختری زاگرس خارج از ایران(مانند کویت، بحرین، قطر، امارات و بخش های نفت دار عراق و عربستان) مقایسه کنیم و از سوی دیگر، مجموعه ذخایر نفت های اکتشاف شده فعلی را کنار هم بگذاریم (جدول 6-83) در می یابیم که ذخایر اکتشاف شده ایرانی بسیار کمتر بوده است.

با توجه به آنچه گفته شد، به نظر نگارنده، احتمال اکتشاف ذخایر جدید بزرگ نفت و گاز درحوضه زاگرس، در جنوب و جنوب باختر ایران بسیار زیاد است.

 

ذخایر نفت و گاز در زون مکران

زون مکران به دلیل ویژگی های زمین شناختی، از جمله وجود توالی های رسوبی(ماسه سنگ، شیل و مارن) به ستبرای حدود 5000 متر و شواهد سطحی از وجود گاز (گل فشان ها) پیوسته مورد توجه شرکت های نفتی بوده است. در سال 1318، چند شرکت امریکایی فعالیت های اکتشافی و مطالعاتی برای نفت در منطقه انجام دادند ،ولی به نتایج مثبتی نرسیدند.

در سال های اخیر نیز شرکت نفت مطالعات ژئوفیزیکی و چندحفاری عمیق (تا عمق 5000 متر در مکان های مساعد این زون انجام داد که نتایج آنها امیدبخش نبود. برای روشن شدن وضعیت ذخایر نفت و گاز در مکران، به ذکر چند واقعیت زیر می پردازیم.

-          زون مکران از نظر زمین شناسی ساختاری، برخلاف زون زاگرس، از ناودیس های بزرگ و تاقدیس های کوچک تشکیل شده است. بنابرانی، از این نظر نیز نمی توان چندان به نفتگیرهای تاقدیسی در این زون امیدوار بود.

-          پی سنگ زون مکران را مجموعه افیولیتی سن کرتاسه

-          پالئوسن تشکیل می دهد که بر روی آنها توالی های رسوبی با سن ائوسن و الیگوسن قرار گرفته و در میوسن  چین خورده اند(اما در زون زاگرس از پرمین تا میوسن رسوبگذاری دیده می شود) (شکل 4-20).

-          از نظرساختاری، زون مکران دارای گسل های بسیار فراوان با پراکندگی نامنظم می باشد که این خود به قرار نفت و گاز می انجامد.

-          زون مکران فاقد سنگ شناسی مناسب برای سنگ مخزن، وپوش سنگ نفت است و به طور کلی سنگ های آهکی در مکران در مقایسه با گل سنگ ها و مارن ها نمود چندانی ندارند.

 

ذخایر نفت در البرز

در بخش شمالی البرز، مطالعاتی برای اکتشاف ذخایر نفتی صورت گرفته که هرچند با نتایجی همراه بوده ولی از آنجا که این ماطعات به تازگی شروع شده، به درستی نمی توان در مورد ذخایر بزرگ نفت اظهار نظر کرد.

اما به باور نگارنده به دلیل وجود فازهای متعدد چین خوردگی همراه با گسلش و همچنین فعالیت های ماگمایی در کرتاسه پسین و ترشیاری(دست کم در البرز باختری) احتمال وجود ذخایر از نوع تاقدیسی کم است. همچنین با توجه به پدیده های زمین شناسی نام برده شده، احتمال وجود ذخایر چینه ای نیز زیاد نیست، اما ناممکن هم نمی باشد.

 

زون ایران مرکزی

ایران مرکزی، یکی ازواحدهای اصلی زمین شناسی ایران است. از نظر گسترش نیز بزرگترین واحد زمین شناسی ایران است. این زون، از نظر وجود ذخایر نفت و گاز چندان مطالعه نشده است، هر چند مطالعات پراکنده ای در این راستا انجام شده که گاه نتایجی هم داشته است. برای نمونه، در منطقه قم درتاقدیس البرز، نتیجه مطالعات به کشف یک مخزن کوچک تحت فشار انجامید که با احداث چاه در مرکز تاقدیس، تمام مخزن تخلیه شد. وجود چنین ذخایری با ساختارهای کوچک تاقدیسی و یا چینه ای، چندان دور از واقعیت نیست. اما احتمال وجود ذخایر بزرگ نفت و گاز با توجه به شرایط زمین ساختی و ماگماتیسم ایران مرکزی کم است.

 

فازهای زمانی و مکان نفت زایی در زاگرس

برای بررسی فازهای پیدایش نفت و گاز درزاگرس، سنگ های منشأ و سنگ های مخازن نفت و گاز از قدیم به جدید بررسی می شود:

 

سنگ های منشأ در پالئوزوییک: رسوبات بیش از پرمین زاگرس، تنها در چند ناحیه محدود در حوالی راندگی دوم زاگرس از قبیل سی سخت، کوه لاجین، برموسیری، کوه کلارباختر بروجن، باخترجنوب باختری چلگرد، کوه سومه در فارس و کوه کهگم در شمال بندرعباس دیده می شود. مطالعات انجام شده نشان می دهد که به طور کلی ،رسوبات پالئوزوییک از مواد آلی بسیار فقیر می باشد. با این وجود، تنها سنگهایی که تاحدی دارای مواد آلی می باشند ،شیل های سیلورین هسند که به آنها اشاره می شود.

 

شیل های سیلورین:تنها سنگ منشأ مشخص شده در ردیف سری =الئوزوییک زاگرس، شیل های قهوه ای تیره تا سیاه رنگ و سیلتی سیلورین است. ستبریا یاین شیل ها در کوه گهکم در شمال بندرعباسف به 100 متر می رسد. شیل های سیلورین در تولید گازهای فراوان موجود سازندهای گروه دهرم و گروه کازرون در ایران، قطر و ابوظبی نقش داشته اند.

اصولاً در دیگر سنگ های پالئوزوییک زیرین و قسمت عمده ای از پالئوزوییک بالایی، شامل ماسه سنگ های دونین تا پرمین سازند فراقان، مواد آلی بسیار ناچیز است، لذا از نظر سنگ منشأ ارزش ندارند.

 

سنگ های منشأ در مزوزوییک:رسوبات تریاس در ایران شامل آهک، دولومیت و لایه های نازک انیدریت است که عموماً مقدار ناچیزی مواد آلی دارند. شرایط سکویی در فارس، از مزوزوییک پیشین آغاز شده و در فارس موجب شده است تا رسوبات برجای گذاشته شده از نظر موجودیت مواد آلی ضعیف باشند و این حقیقت برای آهک های سرمه و رسوبات کرتاسه مانند سروک و تاحدودی رسوبات رسی کژدمی و گورپی نیز درست است، چه این سازندها اولاً بسیار کم ستبرا بوده و دوم اینکه بیشتر در محیط های اکسیدان تشکیل شده اند.

 

از سازندهای ژوراسیک در فروافتادگی دزفول بجز سازند سرگلو که هم در فروافتادگی دزفول و هم در لرستان وجود دارد، از دیگر سازندهای ژوراسیک در لرستان وجود دارد، از دیگر سازندهای ژوراسیک در لرستان وشمال خاوری عراق، گزارشی گویای سنگ منشأ بودن وجود ندارد. در ژوراسیک میانی ،شرایط غیراکسیدای در لرستان و تداوم آن حوضه در فروافتادگی دزفول، حاکم شد که حاصل آن رسوبگذاری سازند شیلی سرگلو می باشد. در لرستان، ستبرای آن به حدود 200 متر می رسد و شامل شیل های سیاهرنگ متورق دارای Posidaniaspp است. این سازند از مواد آلی بسیار غنی بوده و مقدار کربن آلی کل در آن بین 5/1 تا 5/4 درصد متغیر است و گاه همراه رگه هایی از گلسونیت دیده می شود. این سازند، در شمال، شمال خاوری فروافتادگی دزفول دیده شده است.

براساس شواهد موجود، سازند سرگلو می تواند در لرستان و شمال فروافتادگی دزفول به عنوان یک سنگ منشأ موثر در نظر گرفته شود، اما باید در نظر داشت با وجودی که این سازند از نظر مواد آلی نیز پر مایه می باشد ولی معمولاً به وسیله یک ردیف تبخیری ستبر همانند گوتینا از مخازن بسیار خوب جوان تر جدا شده است که مسلما در نقش آن تأثیر مثبتی داشته است.

 

سنگ های کرتاسه در زاگرس بیشتر شامل آهک های محیط کم عمق سازند فهلیان است که از مواد آلی بسیار ضعیف است.

 

سازندهایی که می تواند منشأ نفت باشند، عبارتند از:

الف)سازند گدوان:به طور محلی،

ب)سازند گرو:که آن را میتوان منشأ نفت وگاز در میدان های لرستان دانست.

پ)سازند کژدمی:براساس شواهد موجود سازند کژدمی موثرترین سنگ منشأ برای نفت مخازن آسماوی و گروه بنگستان به شمار می آید.

ت)سازند گورپی:مواد آلی در سنگ های این سازند ضعیف و حدود 5/1 تا 5/0 درصد متغیر است. این سازند در ناحیه مارون، شامل 100 متر شیل بیتومین دار است. به طور کلی، می توان گفت که سازند گورپی از نظر سنگ منشأ بودن، تأثیر محدودی در مخازن نفتی فروافتادگی دزفول، ایفا کرده است.

به هر حال، این سازند در ناحیه مسجد سلیمان و خوزستان، در مقایسه با سنگ های این سازند در فارس، مواد آلی بیشتری دارد.

ث)سنگ منشأ درترشیاری زاگرس:رسوبگذاری مواد رسی در پالئوسن و ائوسن در فروافتادگی دزفول و فارس و تداوم آن تا الیگوسن در نواحی شمال فروافتادگی دزفول و گاه تا لرستان نیز دیده می شود که سازند پابده را می سازند.

 

ستبرای این سازند 150 تا 300 متر و شامل شیس های دانه ریز به رنگ خاکستری تیره، گاهی سیاه رنگ است. در میدان های رگ سفید و بی بی حکیمه، حدود 100 متر از سازندپابده با توان نفت زایی مشخص شده است. در چند برش که سازند پابده با سن الیگوسن ظاهر می شود (کوه آسماوی)، مقدار ماده آلی موجود در آن نسبتاً بالا است.

     

ديگر صفحات شرح کامل » 1 2

کلید واژه ها
سنگ های اخولیتی    زون مکران    سنگ منشأ    فالیت های ماگمایی   
پيوندهاى داخلى