GEOLOGICAL SURVEY OF IRAN | WWW.GSI.IR
 
English    
صفحه اصلي| تماس با ما| راهنما
    ورود اعضا
شناسه کاربری
کلمه عبور
محصولات - کتابها
 
  زمين شناسى اقتصادى
دیباچه ای بر زمین شناسی اقتصادی ایران
نويسنده : منصور قربانی
تاريخ نشر : تير 1381
عنوان فصل : فصل چهارم - ایالت ها ، کمربندها ، مناطق فلززایی و معدنی ایران
عنوان زير فصل : 4-8 ایالت فلززایی سنندج-سیرجان

این ایالت، تاکنون با توجه به ویژگی های زمین شناسی، به نام های گوناگونی چون زون سنندج-سیرجان (استوکلین، 1968)، ارومیه-اسفندقه (تکین، 1971)، اسفندقه-مریوان (نبوی، 1355)، منوجان-مریوا ن (هوشمند زاده) نامگذاری شده است.

این زون در اصل جزئی از ایران مرکزی است، اما برخی از ویژگی های زمین شناسی آن در مزوزوییک و ترشیاری، آن را از ایران مرکزی جدا می کند. این زون در واقع به صورت یک نوار ماگمایی – دگرگونی با روند شمال باختر-جنوب خاور بین زاگرس و ایران مرکزی از ارومیه در شمال باختر تا سیرجان و اسفندقه در جنوب خاور امتداد دارد. ادامه این زون در ترکیه، سوریه و قفقاز نیز دیده می شود. در حقیقت مرز شمالی توسط نوار آتشفشانی ارومیه-دختر و فروافتادگی های سیرجان، مرودشت، گاوخونی، کویر میقان (شمال اراک)، کفه کبودر آهنگ و دریاچه ارومیه، از ایران مرکزی جدا می شود. مرز جنوبی آن نیز گسل راندگی زاگرس است.

شکل 4-9، موقعیت زمین شناسی پهنه سنندج-سیرجان را نشان می دهد.

در گذشته اشتوکلین در زون بندی های ساختاری، با عدم وجود اطلاعات آن زمان، ناحیه همدان-سنندج را با ناحیه سیرجان، از نظر ویژگی های ساختاری یکسان تصور کرده و به عنوان زون سنندج-سیرجان معرفی نموده است. در تحلیل اولیه، این زون را از نظر ساختاری با ایران مرکزی مقایسه کرده و آن را بخشی فرعی از ایران مرکزی تصور می کند. امروزه پاره ای از زمین شناان همین باور را دارند. برداشت های اخیر در ناحیه سیرجان، موید این نظر است که بخش شمالی زون سنندج-سیرجان یا ناحیه همدان-ارومیه، شباهت بسیار زیادی با ناحیه سیرجان ندارد هرچند در یک امتداد قرار دارند.


افتخار نژاد (1375) براساس برداشت ها و مطالعات اخیر، این زون را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم کرده است که بخش جنوبی، از گلپایگان تا سیرجان با آثار کوهزایی پرکامبرین و تریاس میانی و وجود توده های نفوذی مانند گرانیت های حاجی آباد، اقلید، سیرجان و توده های بازی اسفندقه مشخص می گردد و بخش شمالی َآن که همدان-ارومیه خوانده می شود، با عملکرد فازهای مهم کوهزایی سیمرین کرتاسه پایانی مشخص می شود. تود ه های نفوذی متعددی مانند اراک، بروجرد، ملایر و الوند در آن به وجود آمده است.

به گفته هوشمندزاده(گفتگوی شفاهی) حتی بخش جنوبی سیرجان، با ایران مرکزی تفاوت فاحشی دارد، چرا که ستبرای سنگ های پالئوزوییک بالایی دست کم 4000 متر است و این سنگها ، متشکل از سنگ های تخریبی اتشفشانی و کربنات های اپی کلاستیک می باشند . افزون بر این، بخش هایی از ایران مرکزی در مزوزوییک شبیه گودال همدان-ارومیه است (سنگ قلعه، 1374)

اما واقعیت این است که در بخش جنوبی، سنگ های پالئوزوییک و تریاس در مقایسه با بخش شمالی برونزد بیشتری دارند و رخدادهای سیمرین پیشین بارزتری می نماید. اما در  بشخ شمالی، سنگ های ژوراسیک و کرتاسه برونزد و ستبرای بیشتری دارند و تود های نفوذی فراوان پس از ژوارسیک، آنها را قطع می کنند. به عبارت دیگر، رخدادهای سیمرین پسین و لارامید، در بخش شمالی بارزتر است.

از نظر فلززایی می توان این زون را به سه بخش جنوبی، میانی و شمالی تقسیم کرد.

بخش جنوبی:بخش جنوبی، از سیرجان تا اصفهان ادامه دارد و با ادامه گسله درونه، از بخش میانی جدا می شود. بخش شمالی نیز با ادامه گسل جنوب تهران از بخش میانی جدا می شود. در حقیقت ادامه روند دو گسل جنوب تهران و درونه، به ترتیب مرز باختری و خاوری بخش میانی زون سسندج-سیرجان یا محور سرب و روی دار ملایر-اصفهان را به وجود می آورند. در بخش جنوبی، کانه زایی آهن، آهن منگنز (گل گوهر، هنشک، منگنز بافت) و سرب و روی ،مس (چاه گز، قنات مروان) با سن پرکامبرین پسین تا کرتاسه پیشین را می توان مشاهده کرد و اماکن یافتن کانسارهای بزرگ آهن و آهن و منگنز  مشابه منگنز هنشک، منگنز ناحیه بافت ،سرب و روی و مس از نوع چاه گز را می توان انتظار داشت.

بخش میانی:خود به دو نوار کوچک تر شمالی و جنوبی تقسیم می شود. از نظرکانی سازی در مقایسه با بخش های شمالی و جنوبی پرمایه تر است. در این بخش، ماناطق کانسنگ دار زیر را می توان نام برد: کمربند سرب و روی دار ملایر-اصفهان، منطقه فلززایی شمس آباد کانی سازی های طلا (آستانه)، آهن شمس آباد، تنگستن ،سرب و روی ونقره.. قلع ده حسین) ، در منطقه معدنی طلای موته.

بخش شمالی: در بخش مالی کانی سازی آهن (منطقه معدنی مجموعه همه کسی همدان شمال سنقر)، شمال باختری دیواندره (ظفر آباد)، همچنین کانی سازی طلا، طلا-آنتیموان منطقه معدنی قروه (آنتیموان و طلای داشکسن و ...) را می توان نام برد. آنچه که بیش از همه می توان در زون سنندج-سیرجان از نظر اقتصادی با اهمیت باشد، وجود انواع مختلف سنگ های تزیینی و نما با ذخایر زیاد است.

عمده سنگ های پهنه سنندج-سیرجان سن فانروزوییک دارند. در شکل 4-10، مقطع واحدهای سنگی فانروزوییک که روی ستون پرکامبرین قرار گرفته اند دیده می شود. همان طور که شکل نشان می دهد، قسمتی از تراشه های نازک آذرآواری های درشت دانه یا لایه های توفی، احتمالا به سن کرتاسه، اما به احتمال بیشتر به سن ترشیاری در ورقه های راندگی نازک در نزدیکی نهاوند و تکاب یافت شده است. تنها سنگ های آتشفشانی دیابازی و لایه های نازک بازالتی و ریولیتی است که به صورت بین لایه ای با کربنات های پرمین و سنگ های رسوبی تریاس زیرین با لایه بندی خوب، حضور دارند. وجود این سنگ های آتشفشانی، مشخص کننده آن است که واحدهای چینه شناسی پهنه سنندج-سیرجان بجز توالی سنگ های پالئوزوییک-مزوزوییک، در شرایط درجه پایین تا متوسط شیست سبز دگرگون شده اند. جوان ترین سنگ های متأثیر شده از دگرگونی، کربنات های پرفسیل کرتاسه می باشند و این نشان می دهد که فاز دگرگونی در زمان کرتاسه پسین نیز اتفاق افتاده است.

به هر حال، شواهدی وجود دارد که وقایع گرمایی رخداد دگرگونی، در زمان تریاس میانی-پسین را به خوبی نشان می دهند و در شرایط درجه متوسط تا بالای شیست سبز، رسوبات پوسته قاره ای را به مرمر، شیست، شیست گنایسی و کوارتزیت تبدیل کرده اند.

تریاس میانی تا پسین، اغلب زمانی برای فعالیت ماگمایی به صورت نفوذی های کوچک و بزرگ گابرو و پلوتون های گرانیتوییدی و خروج جراین های گدازه ای تولئیتی در این پهنه می باشد. دگرگونی و فعالیت ماگمایی تریاس میانی-پسین، تماما در ارتباط با فرآیندهای کششی می باشد که پاسخی برای تشکیل اقیانوس نوتتیس (تتیس سوم) بوده است.

دگرگونی شدید سیمرین پسین در اواخر ژوراسیک، به ویژه در بخش شمالی آن مشاهده شده است، به گونه ای که سنگ های کربناتی کرتاسه زیرین (آپتین-آلبین) که با یک کنگلومرای قاعده ای به طوردگرشیب، بر روی سنگ های قدیم بسیاری از سرزمین های خاور راندگی زاگرس قرار دارند، حاکی از آن است که بخش هایی از بلوک سنندج-سیرجان، تقریباً در 35 میلیون سال (ژوراسیک پسین کرتاسه پیشین)، خارج از آب باقی امنده است و این مسأله با عملکرد فاز کوهزایی یاد شده مربوط می شود. در کرتاسه پیشین، فرونشینی تدریجی در باریکه اسنفندقه-ارومیه در منطقه سنندج از سر گرفته شده و 2 تا 3 کیلومتر از رسوبات توربیدیت مربوط به بارمین – آلبین در آن انباشته می شود (چردن، 1986).

در کرتاسه پسین-پالئوسن، دگرگونی و دگرگونی مهمی به وقوع پیوسته که شاهد آن وجود دگرشیبی در قاعده رسوبات پالئوسن یا ائوسن، وقفه در رسوبگذاری همین زمان ،دگرگونی آهک های کرتاسه شمال ملایر و دگرگونی همین آهک ها(که پایه سد اکباتان همدان را می سازند) و همچنین وجود توده های نفوذی مهم هم راستا با روراندگی زاگرس که سنگ های ژوراسیک را قطع کرده اند، مانند توده گرانیتوییدی الوند همدان ،ملایر، اراک و ...).

در فاز کوهزایی بین ائوسن –الیگوسن، توده های بازی (مانند گابروی خرزهره-پنچوین) در بخش شمالی این نوار به چشم می خورد، رسوبات ترشیاری در شمال این نوار شامل سری ائوسن با ستبرای 1000 تا 1500 متر از جنس مارن و آهک گلوبیژرین دار(ائوسن بالایی) است که با توف ها و حتی گدازه های آندزیتی ،کم و بیش قطع می شود (برودوبلون، 1975) . سری الیگومیوسن، نسبت به سری فوق، دگرشیبی ملایمی دشته و با وضعیت تقریباً افقی مشخص می شود. ستبرای این سری، حدود 400-500 متر، شامل رسوبات آهکی نریتیک با میکروفسیل های فراوان است. در شمال سد اکباتان، می توان آن را که با مارن ه به طور متناوب قرار دارد، مشاهده کرد.


ستون چینه شناسی کلی سنندج-سیرجان، به شرح زیر است (به نقل از علویف 1994، شکل 4-10):

A: توالی متناوبی از آواری های سیلیسی و کربنات های دریای بسیار کم ژرفا که بیان کننده رویدادهای متعدد پیشروی و پسروی است.

B:توالی سنگ های قاره ای ماسه سنگ کوارتزی با لایه بندی خوب و پوشش بالایی آن با سنگ آهک پرفسیل دارای لایه بندی

C:توالی پیوسته ای از آواری های سیلیسی پوسته قاره ای، مشخصا از آبهای کم عمق و پوششی از کربنات های فوزولین دار که (فقط به طور محلی) در قسمت های پایینی دارای عدسی های از لایه ها نازکی از جریان های گدازه ای است.

D:تناوب جریان های گدازه ای آندزیتی و بازالتی و کربنات های کم عمق دریایی باشیل فرعی که به صورت دگرشیب بر  روی سنگ های قدیمی تر قرار گرفته اند.

E: تناوب ماسه سنگ ها و شیل خوب لایه بندی شده که در قسمت های پایینی، شامل بلوک های بیگانه ای از سنگ های قدیمی تر است. قسمت پایینی این توالی دارای ویژگی قاره ای است، اما به طرف بالا، الگوی دریایی کم عمق و پوسته قاره ای دارد.

F:توالی سنگ آهک های جلبکی، ائولیتی دریایی کم عمق قاره ای به صورت بین لایه ای با شیل، ماسه سنگ و سیلت.

G: سنگ آهک رابیتولینا ،مارن و دولومیت ( به طور محلی با کنگلومرا و برش درون سازندی) آب های کم عمق پوسته قاره ای که با کنگلومرای درشت دانه و ماسه سنگ پوشیده شده اند. در برخی قسمت ها، باقی ماندن سنگ های آذرآواری درشت دانه خاکستری و قرمز احتمالاً از کرتاسه اما به احتمال بیشتر ترشیاری، زمان راندگی ورقه ها را نشان میدهد.

H:کنگلومرای همزمان با کوهزایی (با قلوه های افیولیتی)، ماسه سنگ، شیل، سنگ آهک و مارن یا جهت های جریان از شمال خاور به جنوب باختر در حوضه های باقی مانده درون کوهزاد زمین ساختی فعال که در جهت جنوب باختری (SW) مهاجرت کرده اند.



کلید واژه ها
راندگی زاگرس    اپی کلاستیک    ایران مرکزی    کانه زایی   
پيوندهاى داخلى