GEOLOGICAL SURVEY OF IRAN | WWW.GSI.IR
English

-3-4- ماکل دار شدن (دو قلويى)(جدول8-4 را ببينيد)

ماکل هاى نموى growth twins وماکل هاى مکانيکى در برخى کانيها پديد مى آيد.ماکل ها در کانى هاى کوبيک به دليل تغييرات ناگهانى جهت رخ ها يا شکل والگوى ميان بارها يا زونينگ نمايان مى شوند.اين اشکال برخى موارد تنها هنگامى که سطح کانى اچ شده باشد ،ممکن است ديده شود. ممکن است ماکل دار شدن کانى هاى غير ايزوتوپ در نور قطبى صفحه اى نمايان شود يا نشود؛ اين ماکل دار شدن کانى هاى غير ايزوتوپ در نور قطبى صفحه اى نمايان شود يا نشود؛ اين ماکل ها در در حالت قطب هاى عمود بر هم ميکروسکپ وهنگامى که ناهمسانى هاى محسوس وقابل ملاحظه اى در رنگ موجود باشد، به بهترين وجه ديده مى شوند.

ماکل دار شدن نموى ممکن است ساده يا مختلط وپيچيده باشد که با توجه به قوانين ماکل، چهره هاى گوناگون از آن پديد مى آيد.ماکل تکرارى بسيار اختصاصى است وبه عنوان مثال ممکن است وسيله تشخيص وتميز کالکوپيريت از طلا باشد(طلا ماکل هاى رشدى آشکار نمى سازد).ماکل هاى ميخى پاپيکانى مارکاسيت نيز بسيار متداول است.ماکل مکانيکى حاصل دگرريختى کانه است وغالباً در ارتباط با جداشدگى هايى هستند که ممکن است انحنادار يا پيچ و خم دار باشند. دانه هاى کانه ممکن است خميده يا شکسته شده باشند وسبب خاموشى موجى شوند.

جدول8-4- ماکل هاى آشکار شده توسط برخى از کانه ها

1- ماکل هاى ساده (يا تيغه اى)

کاستيريت،مارکاسيت

2- ماکل هاى تکرارى (بيشتر در جهات گوناگون)

هماتيت،ايلمنيت ،روتيل، ميلريت

3- ماکل هاى تکرارى (بيشتر تنها در يک جهت)

آرژانتيت،کالکوسيت،مارکاسيت،سيلوانيت

4- ماکل هاى مختلط يا پيچيده

کبالتيت،ارسنوپيريت5-ماکل هاى پيچ وخم دار استيب نيت،بيسموتينيت، سينابر،پيروتيت

6- ماکل هاى ستاره اى (شش گوش)

لولنژيت،ارسنوپيريت

7- ماکل هاى نفوذى يا درهم(چهار لا)

مارکاسيت،کوبانيت

8- ماکل هاى تکرارى(راست گوشه يا قائم)استانيت،بورنيت ،کالکوپيريت

هماتيت وکالکوپيريت ممکن است ماکل هاى دگر ريختى را به صورت تيغه ظاهر سازند. حال آنکه استانيت در بيشتر موارد ماکل هاى معکوس را آشکار مى نمايد. اتيب نيت، موليبيدنيت،کووليت وپيروتيت مى توانند اشکالى ماکلى جالب توجه وبسيار مشخص را نشان دهند.

6-3-4- ميان بارها ودر هم تنديگى ها

ميان بارها و در هم تنيدگى ها ممکن است در هر اندازه ومقياسى بوجود آيند ولى بطور معمول در اشکال ميکروسکپى يا تقريباً‌ ميکروسکپى بوده وبه صورت منفرد ويا گروهى به وجود مى آيند واز نظر شکل وطرح ممکن است منظم يا غير منظم باشند وحضورشان به روند وچگونگى پيدايش کانى ميزبان وميان بار بستگى دارد.مى توان آنها رابه انواع زير تقسيم کرد:

ميان بارهايى که در روند رشد کانى به گونه اى برخوردى به دام افتاده اند.

ميان بارهايى که رشد منطقه اى آشکار مى سازند(به بخش زونينگ30-3-4 مراجعه شود).

بقاياى يک فاز کانيايى اوليه که جانشين شده است.

ممکن است آنها به گونه اى برخوردى وتصادفى يا، از ديدگاه بلورشناختى ،جهت يافته باشند.

در هم تنيدگى هايا ميان بارهاى برون رانشى exsolution

رسوب يا ته نشست همزمان دوفاز کانى

براى اطلاعات بيشتر درباره برخى از اين اشکال به فصل پنجم،خصوص بافت کانه ها، مراجعه شود.

7-3-4- سختى

سختى :پايدارى،برش پذيرىsectile، شکل پذيرىductile يا شکنندگى brittle يک کانى را معلوم مى سازد.بيشتر کانه ها شکننده اند وهنگامى که خراش داده شوند (به بخش 4-4 سختى مراجعه شود) خاکه يا گردى از آنها بوجود مى آيد. با وجود اين،شمارى اندک از کانه ها نيز ممکن است شيارى را براثر خراشيدن پديد آورند که در آن صورت آنها را شکل پذير گويند؛يا شمارى نيز در پى خراش دادن خراش بسيار عميقى را بوجود مى آورند،آن چنان که کانه در هر دو طرف آن قدرى برآمدگى پيدا مى کند(در اين حالت خاکه توليد نمى شود).اين گروه بزرگتر را برش پذير با قيچى خور گويند.اين آزمايش وبررسى تنها سبب تمايز وتشخيص معدودى از کانه ها از يکديگر نظير تمايز طلا از کالکوپيريت مى شود.

8-3-4- رنگ پودر کانى      

رنگ يک کانى رنگ خاکه يا گرد آن کانى است.خاکه با خراش دادن سطح بوجود مى آيد.هر چند رنگ خاکه کانى در کانى شناسى نمونه دستى آنقدر ها مفيد وکارساز نيست اما در بررسى ميکروسکپى کانه وبا استفاده از عدسى شيئى کم قدرت بايد آن را مشاهده نمود .راه دوم آن است که نورى بطور مايل به سطح نمونه صيقلى شده تابانده شود.بيشتر کانه ها خاکه سياه يا خاکسترى رنگ دارند.

4-4- سختى

سه قسم سختى وجود دارد:

سختى صيقل polishing hardness

سختى در برابر خراش Scratch hardness يا سختى خراشى

سختى در برابر بريدگيهاى کوچک Microindentationيا ريز کنگره ها (سختى يا نفوذى).

دو نوع اولى نسبى وکيفى اند،سومى را مى توان بصورت کمى اندازه گيرى نمود.

1-4-4- سختى يک جسم در مقابل پرداخت

سختى ،مقاومت وپايدارى کانى در برابر سايش است. بدين سان براى تعيين وتشخيص بخش هاى گوناگون (در حالت اجتماع چند کانى) يک ويژگى مفيد است .کانى هاى سخت تر اندکى برجسته ترند واين ناهمسانى هاى ناچيز واندک در برجستگى نسبى قابل رويت است. براى انجام آزمايش برجستگى ومشاهده تفاوت آن، مرز دوکانى همسايه ومتفاوت را در کانون متمرکز سازيد تا تصوير مرز دانه بگونه اى واضح تشکيل شود سپس با بالا آوردن لوله چشمى به نمونه نزديک شود خط نورانى بطرف کانى سخت تر حرکت مى کند .هميشه اين امکان وجود دارد که در هنگام صيقل شدن يک نمونه بارزترين خميره الماس خراش هايى پديدار شود.اين رخداد بويژه چنانچه نمونه در بر گيرنده کانى هايى با سختى هاى به شدت ناهمسان باشد ،چشم گيرتر است.به همين سان، ممکن است ديده شود که خراش پديد آمده از صيقل دادن،دانه اى را قطع کند يا به دانه ديگر که مى رسد اين خراش قطع شود وسپس ،به احتمال،چنانچه ترکيب وسختى دانه بعدى همسان با دانه نخستين باشد،در آنصورت خراش در سرتاسر آن دنباله مى يابد.از اين رو بررسى يک سختى نسبى در چنين حالتى ساده است.

2-4-4- سختى خراشى

اگر بدرستى انجام پذيرد ،آزمايشى ساده به شمار مى رود.براى اين کار بايد يک سوزن تيز با يک دسته چوبى از يک سوى سطح نمونه به سوى ديگر کشيده شود .لازم نيست هيچ گونه فشارى براى وارد کردن نيرو به سوزن به کار رود چون تنها وزن آن ودسته اش براى علامت گذاردن در بيشتر نمونه ها کافى است.ممکن است در آغاز ،با اين روش(شورتshort، 1940)،تنها تشخيص کانه هاى سخت ونرم مقدور باشدولى، با صرف وقت وتمرين تفاوت هاى جزيى واندک در سختى نسبى شمارى فراوان ازکانه ها مى تواند آشکار شود.

شايد شناخته شده ترين ومتداول ترين طرح براى تعيين سختى کانه ها در برابر خراش طرح س.ب. تالميج S.B.Talmage باشد.او هفت درجه سختى را تنظيم ومرتب کرد که هرکدام با يک کانه ويژه مشخص مى شود(با مقياس سختى موس Mohs مقايسه شود):

:A آرژنيت

:Bگالن

:Cکالکوپيريت

:D تترائدريت

:Eنيکوليت

:Fمنتيت

:Gايلمنيت

روش تالميج (1925) يک تجربه استاندارد شده نيست اما مقياس سختى او مى تواند يک راهنماى نسبى مفيد باشد.

تذکر:ممکن است سختى يک کانه به گونه اى محسوس وقابل ملاحظه بر اثر جهت يافتگى آن تغيير کند(مثل استيب نيت) همچنين در صورت حصور کانه هاى سخت تر ،بايد دقت نمود که خراش با شکستگى اشتباه نشود.